۰۲ اسفند ۱۳۹۶
ad

مطالب مشابه

3 Comments

  1. 1

    نسترن بشر دوست

    داستان از پشت دیوارهای خاکستری فضایی یک دست و قابل انتقال به مخاطب دارد. انسان هایی که در زندان درون شان گیر کرده اند. با منطق و عشق و حساب گری و شهوت هاشان. دختر کاس و صداها. صداهایی که خودش هستند. تضاد درون اش هستند. صدایی نصیحت می کند. صدایی شعر می خواند و صدایی تمسخر می کند. و دختر کاس چشم تنها و ضعیف و عاشق کدام یک از این هاست ؟ چطور می شود حدس زد وقتی که همه مان در زندان خود حبس شده ایم. ؟
    دیالوگ های پشت تلفن که با آه…شروع می شود مسخره بودن و عمیق نبودن روابط را به خوبی نشان می دهد. و مشترک مورد نظر وقتی در دسترس است یعنی همه در یک وضع هستند. وضعی نزدیک و کنار هم. رهایی ازاین وضع ممکن است ؟ مرگ ؟ مرگ رهایی ست ؟ جنازه ی دختر کاس چشم آخر ماجراست ؟ باید فکر کرد.
    در شروع داستان جمله ای می بینیم (( دیوارهایی که احاطه اش کرده بودند )) که از نظر من جمله ای اضافی ست. فضای کار این را نشان می دهد. وبهتر بود این قضیه در جمله ی دوم داستان رو نمی شد. وقتی تصاویر داستان این همه زیبا فضا را نشان داده اند. دیوارها…دیوارها…. جلوتر تصویری از اتاق می بینیم که به خوبی پیداست زندان است. تخت و تلوزیون و خالی بودن. و میمونی در قفس. میمون انسانی اولیه. شروع ما انسان ها. که بعد از عقل و تفکر و احساس مدعی انسان شدن شدیم و کشتیم و تجاوز کردیم. میمون در قفس و انسان پشت دیوار. و عدد ۳۳. به نظرم این عدد با هم ۶می شود که نماد شیطان است. شیطان درون که سوق دهنده ی ادعا و ناامیدی ست. همان طور که باران دیشب و خیس شدن رختخواب به شیطان ربط پیدا می کند.
    تبریک برای نوشتن این داستان زیبا. لذت بردم. درووووودها. مشتاق خواندن کارهای این کتاب هستم.

    پاسخ
    1. 1.1

      Admin

      دوست گرامی از توجه و نگاه نقادانه ی شما سپاسگزاریم

      پاسخ
  2. 2

    ايرج

    سلام :

    از گلوگاه است ای مغز جهان
    که بنوشند تشنگان آب روان

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 تمامی حقوق مادی و معنوی اين تارنما متعلق به سايت ادبی-هنری حضور می باشد...... طراح گرافیک : آرمان خرمک