۲۶ آذر ۱۳۹۶
ad

مطالب مشابه

One Comment

  1. 1

    رضوان . م

    سلام .
    دوباره از یاد کودکی میگویم !
    چقدر زیبا بود , آن دوران کودکیمان . زمانی که باهم هم بازی بودیم و من و تو سر یک عکس قدیمی دعوایمان میشد . وآنگاه خواهر کوچکت می آمد و برسرکولمان بالا میرفت . حیف که بی جهت بزرگ شدیم و هیچ خبری از هم نداریم و شاید در ته دلمان کورسوئی باشد از یادمان گذشته .

    دلنوشته هایت را پسندیدم امیرجان

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 تمامی حقوق مادی و معنوی اين تارنما متعلق به سايت ادبی-هنری حضور می باشد...... طراح گرافیک : آرمان خرمک