شعری از مهرداد مهرجو
به محمد زندی عزیز که در بستر بیماری است
.
کم مانده است خیلی
همه چیز تغییر کند
تا این درد در گلومانده
که ما را کشتن داده
ناگهان فرو بپاشد از درون
محو شود در سایه
و تو از آن بستر درد برخیزی
یک آن بر تخت خویش
و ما فاتحان روز
خیابان را جشن بگیریم
چنان که میباریم از شوق
چنان که گنجشکان از شاخه
به سیم به هر سو
میپرند
در شعاع درخشش خورشید
تو برخیزی بر تخت خویش
ما گام بگیریم به شور
به شادی
کم مانده است خیلی
همه چیز تغییر کند تا
۱۲ لایک شده










































