ترکیبی از طراحی و شعر
یادداشت کوتاهی درباره ی 《طراشعر》
هرمز علی پور
یادم هست در دوران تحصیل، سیکل اول آن ایام (سال های ۹/ ۸/ ۱۳۳۷) و راهنمایی به امروز گاهی در ساخت نوشتاری کلمات، دخالت می کردم؛ مثلاً می نوشتم Sمائیل – یا Nتظار. این را گفتم که بگویم هر اهل ذوقی مخصوصاً اگر ذاتاً و مادرزاد شاعر باشد در این این زمینه دچار وسوسه ی شوخی با کلمات می شود و این می تواند برای آن هایی که در شاعری پیگیر و حرفه ای هستند و عاشق هم، در این عرصه حاصل یا محصولی به وجود بیاورد که نظرگاه های گونه گونه ای را به خود معطوف کند که در حوزه ی شعر ما از سال ها پیش حالت های مختلف و متنوعی از ترکیب شعر با عناصر دیگر سایر هنرها رخ نمایی کرده و مورد داوری و ارزیابی نیز قرار گرفته است. آوردن نمونه ها وقت گیر و شاید تکراری به نظر برسد که در واقع می تواند دستمایه پژوهندگان جدّی این عرصه باشد؛ از کارهای «ژازه طباطبایی» نقاش یا شعرهای کانکریت خانم «طاهره صفارزاده»، کارهای شینما شروسینما «علی عبدالرضایی»، «افشین شاهرودی»، کارهای «مهرداد فلاح» تا به امروز که شاهد “طراشعر” مرکب از طراحی و شعر هستیم. ژانر پیشنهادی شاعر معاصر «امین افضل پور» که البته من تنها به عنوان مخاطبی حرفه ای که شاعر هم هست، کم وبیش شاهد و ناظر، البته بیشتر از حافظه یاری می طلبم اگر چه در زمینه های خوشنویسی و نقاشی آبرنگ هم تجربه هایی دارم اما تنها خود را شاعر می دانم، در مواجهه با چنین رخدادهایی مطلقاً از تعصب گریزان هستم زیرا دریافته ام که زبان و کلمه عناصری حیاتمند هستند و در عین حال بسیار مستعد و منعطف از بابت چهره یابی های تازه و نو می باشند. گفتم تجربه ی شخصی است یعنی ممکن است به جایی یا جاهایی ارجاع ندهند خواننده را فقط بگویم که این حرکت «طراشعر» به سود شعر ماست این سبک یا شیوه برای کسانی که موضع گیری می کنند ممکن است خوش آیند نباشد یا نسبت به نه تنها طراشعر حتی با یک جابه جایی جزیی در کلمات! می دانم در ارتباط با این گونه نوشتن های پیشنهاد دهنده، احتیاج به حوصله احتیاج به رفرنس دارد اما من برحسب تجربه ی شخصی شصت ساله ی خود از آنچه ها که خوانده، شنیده، دیده، هر حرکتی را که جلوه ی تازه ای از ظرفیت های بالقوّه و ذاتی زبان را پرده برداری و کشف کند و در واقع استعداد شعر در ارتباط با تلفیق و ترکیب و همزیستی و همدلی با سایر مقوله های هنری را به نمایش بگذارد، به عنوان مخاطبی جاه طلب استقبال می کنم و از هرگونه گمایشی حذر می کنم. اما در مورد طراشعر که ترکیبی از طراحی و شعر است کم وبیش گفته ام، مخصوصاً از تجربیات فردی و شخصی ام که همیشه دغدغه ی ذوقی و دخل و تصرّف در کلمات و اینکه کلمات و حروف مثل انسان هم وجود فیزیکی و هم خصلت روحی یا معرفتی و خرد. اگر بخواهیم به شکل منظم و به اصطلاح محکمه پسندتر این جریان طراح شعر حتی ممکن است نَسَب شان برسد به ترکیبی که خط و نقاشی در ادبیات و هنر خودمان برسد.
اردیبهشت ۱۴۰۴










































