سه شعر از اسماعیل همتی از نگرانی (۸) آنکه کنار خیابانی تنها ایستاده، نه، طمع نکن؛ منتظر تو نیست؛ منتطر کسی است که کمی دیر کرده، اما میآید. از نگرانی(۱۰) کل... ادامه متن
شاعرانه های آقای سفیر دو شعر از لوئیس اومبِرتو بینواِثارودریگِز برگردان ابوذر کردی اشاره: شاید برای برخی عجیب و یا تا حدودی جذاب باشد که سفیر فعلی «اکوادر» در «تهران» یکی از... ادامه متن
دو شعر از نسترن بشر دوست ناباوری باور نمی کنم، بادی که از موهای تو گذشته جایی را ویران کرده باشد، در جایی دور، رنگ لب های تو، از تمشک ها بگذرد ... ادامه متن
بی خوابی سید علی صالحی چراغِ اتاقِ من اگر تا سپیده دَم روشن است، خودم منظورِ خاصی از ویرانیِ واژه ها ندارم. من همه ی عمر هرگز نخواسته ام هیچ عبارتی اندوهگین… از تکلمِ آدمی بگذرد... ادامه متن
سه شعر از گئورگ تراکل برگردان : شاپور احمدی ۱. به الیس پسر الیس، هنگامی که توکای سیاه در جنگل سیاه آواز می خوانَد، خود همان زوال توست. لب هایت خنکای چشمه ای نیلی و سنگلاخی را... ادامه متن
کالبد رستگار الف ای رستخیز ناگهان ………. مولوی شاپور احمدی چنان که افتد و خود دانی، روزنهها همه ریخته بودند. رنگ و بوی درختان و تکههای آسمان... ادامه متن






































