دفتر شعر«کلمه به یقه ام چسبیده» در بازار کتاب «دلم گرفته و استکان طعم هایِ زیادی به خود گرفته صدایم گرفته بغض یقه ام را گرفته و این همه مقاومت اصلن عادی نیست از شناسنامه ام جلو زده ام... ادامه متن
سفیدبرفی بدون هفت کوتوله مارال توکلی کازرونی بابا آن اواخر، هر وقت فرصتِ مناسبی گیر می آورد، حمام می گرفت، لباسِ قشنگه اش را می پوشید و به قبرستان می رفت. این لباس قشنگه یِ بابا، پیراهنِ سفی... ادامه متن
«دوستانِ اجتماعی و سایرِ دروغ ها» نوشته ی «مارال توکلی کازرونی» به تازگی چاپ و روانه ی بازار کتاب شد. «دوستانِ اجتماعی و سایرِ دروغ ها» نوشته ی «مارال توکلی کازرونی» مجموعه روایاتی است از لح... ادامه متن
شکارچیان و گردآورندگان رُزانا لیکاری برگردان: مهرداد مهرجو شکارچیان و گردآورندگان جوهرهٔ علم وقتی نمِ غروب ناگزیرم کرد گیاهان و کتابهایم را روانهٔ کشتی کنم، گشت کوتاهی زدم تا به هرآنچه سر ر... ادامه متن
شعری از ایراندخت صابری بیا بنویسیم ، آیا بیداد و قحطی نان فریاد گرسنگی را در نطفه خفه کرده است؟ با من بگو، چندشب پاییز باید بگذرد تا سارا که دلش هوای اَنار نوبرانه داشت خواب درخت اَنار را بب... ادامه متن
همراه با قصه های صمد ایراندخت صابری اشاره: شهریورماه، یاد آورِ از دست دادنِ «صمد بهرنگی» در آب های ارس است. معلمی که همیشه دوست داشت معلم بماند. و قصه نویسی که قصه هایش خود، نه تنها نسلِ دور... ادامه متن






































